رهاکردن

چرابایدگذشته رارهاکنیم؟

رهاکردن  به معنی خلاص شدن از چیزی نیست.  رهاکردن  یعنی اینکه بگذارید چیزها همانطور که هستند، باشند.
مرور دوباره و دوباره ی گذشته، چیزی را عوض نمیکند. همچنین با آرزوی اینکه کاش چیزها متفاوت میبودند، چیزی تغییر نمیکند. دربعضی موارد بخصوص در بند گذشته ، تمام کاری که میتوانید انجام دهید این است که هرچه هست را بپذیرید و رها کنید.
 بدین شکل است که همه چیز تغییر میکند.بعضی افراد با رهاکردن درد یا دیگر احساسات آزاردهنده ی مربوط به  گذشته شان،  مشکل دارند، چون فکرمیکنند که آن احساسات جزئی از هویتشان است و نمیدانند که بدون دردهایشان، چه کسی هستند و این رها کردن را برایشان ناممکن میسازد.
توقعت را از دیگران پایین بیاور. چون معمولاً منجر به نا امیدی ات خواهند شد.
توقعات، ما را بشکلی گیر می اندازند چون باعث میشوند که از نتیجه ی آن توقع که شاید مطابق میل ما پیش نرود بترسیم. هیچ تضمینی در زندگی نیست. وقتی با مردم سر و کار داریم، واقعاً نمیشود کاری انجام داد که نتیجه و بازتاب صد درصد دلخواهمان را بدست آوریم.
وقتی توقعات و نیازهای ما با هم همخوانی نکنند، لازم است تا منطقی و درست واکنش نشان دهیم. بعضی وقتها این واکنش یعنی حد و مرز جدید معین کردن، و گاهی وقتها یعنی رها کردن.
 وقتی کلید داری در زنجیر زندگی نکن.
ما با عقاید محدودکننده ای زندگی میکنیم که میگذاریم به ما هویت دهد. اگر به این افکارمنفی که “من هرگز نمیتوانم آن کار را انجام دهم” یا “هرگز نمیتوانم آن کار را به نتیجه برسانم” ، باور داشته باشی، هرگز هم نمیتوانی به اهدافت برسی.
پس ذهنت را باز کن و به خود باور داشته باش.
این فکر که میتوانی کار بقیه را کنترل کنی، رها کن. ما در واقع فقط کنترل خود و کارهای خودمان را داریم.
تو نمیتوانی کسی را تغییر دهی. پس وقت و انرژی ات را در تلاش بر اینکار هدر نده.
فقط درمورد چیزی که خودت درباره خودت فکر میکنی نگران باش.
خودت را از کنترل شدن با آن چیزی که دیگران در موردت فکر میکنند، رها کن. فکری که خودت راجع به خودت میکنی را در اولویت قرار بده.
اگر برای تایید دیگران زندگی کنی، نمیتوانی برای ارزشهای خودت زندگی کنی و همیشه ناراحت خواهی بود.
جایی برای اشتباه هایت بگذار.
آیا مرتکب اشتباهی شدی یا چیز احمقانه ای گفتی؟
اشکالی ندارد. از تجربه برای یادگیری استفاده کن و به اشتباهاتت بخند. گفتن چیزی اشتباه یا احمقانه، تو را احمق نمیکند; تو را آدم میکند (چون انسان جائز الخطاست).
چیزهایی که نمیتوانی تغییر دهی را بپذیر.
آرزوی اینکه ای کاش چیزها مثل قبل بودند را بس کن. خودت را به همین لحظه ی حال بیاور .
 اینجا جاییست که زندگی جریان دارد. تو نمیتوانی گذشته را تغییر دهی، تنها میتوانی امروز تصمیم هایی بگیری که به آینده ات کمک کند.
خودت را خیلی جدی نگیر.
این به تو اجازه میدهد که ریلکس باشی و از سفر زندگی ات لذت ببری.
من همیشه با خودم و به خودم میخندم.
کاری که از آن میترسی را انجام بده.
ترس، ما را از انجام خیلی کارها باز میدارد. چون این  ذهن ما را به روی احتمالات برای آینده مان میبندد و ما را در منطقه ی امن مان حبس میکند.
اکثر ترسها ما را با شک ها و اگرها پر کرده و زندانیمان میکند. هر چه بیشتر سعی کنی که از منطقه ی امنت بیرون آیی، ترست بیشتر فروکش میکند.
بخشش را یاد بگیر.
دلخوری و عدم اشتیاق به بخشیدن، تو را در گذشته نگه میدارد و ازجلورفتن همگام با زندگی ات، باز میدارد.
بیاد داشته باش که: تو بخشیدن را بخاطر خودت و نه آن شخص انجام میدهی.
باورنیک داشته باش.

کانال تلگرام

محصولات💎


رهاکردن

دیدگاه‌ خود را بنویسید